بی رنگ وروغن هم می توان تابلو شد.
تاريخ : شنبه 28 تیر1393 | 1:41 | نویسنده : سید مهدی حسینی
در عصری زندگی می کنیم که:

هرزگی مد اســت !

بی آبرویــی کلاس اســـت !

مستی و دود تفریح اســـت !

رابطه با نامحرم روشن فکری اســت !

گرگ بــودن رمز موفقیت اســـت !

بی فرهنگی فرهنگ است !

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه رشدونبوغ است



تاريخ : جمعه 23 خرداد1393 | 13:17 | نویسنده : سید مهدی حسینی
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود. ..: قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید :..

تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد1393 | 18:58 | نویسنده : سید مهدی حسینی
چیست فرق آدمی با جانور؟      تا که مینازد به خود از آن بشر

 

آدمی را گر نبود این امتیاز          بود بیش از جانور غرق نیاز

 

هست این نیروی ممتاز بشر      عقل دور اندیش و آینده نگر؟

 

در شگفتم من چرا این برتری      گشته در او مایه ی وحشیگری

 

در طبیعت بیگمان هر جانور        هست در هنگام سیری بی ختر

 

من نمیدانم چرا نوع بشر           وقت سیری میشود خون خوارتر

 

در میان جنگل دور و دراز           هیچ حیوان دیده ای همجنس باز؟

 

هیچ شیری دیده ای در بیشه زار   جمع شیران راکشد بالای دار؟

 

هیچ گرگی بوده کز بهر مقام      گرگها را کرده باشد قتل عام؟

 

هیچ ماری دیده ای با ذهر خود   کشته ها برپا کند در شهر خود؟

 

هیچ میمون ساخته بمب اتم      تا که هستی را کند از صحنه گم؟

 

دیده ای هرگز الاغی باربر          مین گذارد کار زیر پای خر؟

 

 

هیچ اسبی دیده ای غیبت کند   یا به اسب دیگری تهمت زند؟

 

هیچ خرسی آتش افروزی کند    یا گرازی خانمان سوزی کند؟

 

هیچ گاو ی دیده ای کز اعتیاد     داده گاو و گاوداری را به باد؟

 

پس چرا انسانِ با عقل و خرد      آبروی دام و دَد را میبرد؟

 

پس بُود دیوانه بی آزارتر             زانکه محروم است از عقل بشر

 

مولوی استاد حکمت در جهان     کرده بس این نکته را شیرین بیان:

 

"آزمودم عقل دور اندیش را          بعد از این دیوانه سازم خویش را"

 

زین سبب آن کس که مینوشد شراب   تا شود لا یعقل و مستو خراب

 

چون شود از عقل و حیرت بی خبر     بس شرف دارد به شیخ حیله گر

 

 



تاريخ : یکشنبه 4 اسفند1392 | 23:18 | نویسنده : سید مهدی حسینی

 مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!

 منبع:بیتوته



تاريخ : چهارشنبه 16 بهمن1392 | 1:57 | نویسنده : سید مهدی حسینی